کمتر جایی هست که شرم به اندازه تمایلات جنسیمان عمیق باشه. و این اتفاقی نیست.
از همون بچگی یاد میگیریم — از طریق سکوت، نگاهها، تعلیقات و فرهنگ — که چه احساسی کردن، چه چیزی خواستن و چه کاری کردن قابل قبوله. و بیشتر چیزهایی که یاد میگیریم درباره محدودیته. درباره کارهایی که نباید انجام بدیم.
شرم با گناه فرق داره. احساس گناه میگه: من کار اشتباهی کردم. شرم میگه: خود من اشتباهم. این یه تفاوت اساسیه.
احساس گناه میتونه به تغییر و جبران منجر بشه. شرم باعث پنهانکاری میشه. وقتی از تمایلات جنسیمان شرم میکنیم — از چیزهایی که میلشون داریم، چیزهایی که توی ذهنمون مجسم میکنیم، چیزهایی که دوست نداریم، افرادی که بهشون کشیده میشیم — اون قسمت از خودمون رو قایم میکنیم. حتی از خودمون.
از جاهای مختلفی میاد. از تربیت و دین. از فرهنگ و رسانههایی که بهمون میگن بدن درست، میل درست و زندگی جنسی درست باید چه شکلی باشه. از تجربههایی که طردمون کردن، مسخرهمون کردن یا آزارمون دادن.
خیلیها از چیزهایی شرم میکنن که اصلاً نباید ازش شرم کنن. از اینکه میل جنسی کمی دارن — یا زیاد دارن. از اینکه به همجنسهاشون کشیده میشن. از اینکه بدنشون با ایدهآل جور درنمیاد. از اینکه هیچوقت اوج لذت رو تجربه نکردن. از اینکه چیزی رو تجربه کردن که انتخابشون نبوده.
شرم منزویمون میکنه. بهمون میگه که تو احساسی که داریم تنهاایم — که بقیه همه چیزشون سر جاشه، و ما تنها کسایی هستیم که دست و پنجه نرم میکنیم. این دروغه. اما شرم خیلی خوب تونسته ما رو به عکسش متقاعد کنه.
شرم جلوی لذت و صمیمیت رو هم میگیره. سخته که تو بدنت حضور داشته باشی و با طرف مقابلت ارتباط برقرار کنی، وقتی که قسمتی از وجودت داره مراقبت میکنه و قضاوتت میکنه.
اولین قدم اینه که اسمش رو بذاریم. که بگیم — به خودمون یا به کسی که بهش اعتماد داریم — که اینجا یه چیزی هست که ازش شرم میکنم. نه برای اینکه فوراً حلش کنیم، بلکه چون شرم وقتی دیده بشه، قسمتی از قدرتش رو از دست میده.
قدم بعدی کنجکاوی به جای قضاوته. که بپرسیم: این شرم از کجا اومده؟ مال خود منه — یا مال دیگران که تو ذهنم نشسته؟
گاهی کمک گرفتن از AIA، راهنمای شخصی هوش مصنوعی، میتونه کمکت کنه تا این احساسات رو بهتر درک کنی و راههای مفیدی برای مواجهه باهاشون پیدا کنی.
AIA knows these theories and can help you understand them in your own situation.
Open AIA →